محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

503

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

خواهد شد و باطل نابودشدنى است . خداوند نيز او را يارى داد و اهل باطل ، زيانكار گشتند . ( إنّ أحقّ النّاس بهذا الأمر أقواهم عليه و أعلمهم بأمر اللّه فيه ) پيش از اين گذشت كه سخن و زبان تنها ابزار براى گزارش كردن و خبر دادن است . سخن ، خود چيزى را پديد نمىآورد ؛ بلكه از رخدادى موجود خبر مىدهد . براى همين امام عليه السّلام نمىگويد كه فرد سزاوار به خلافت كسى است كه روايتى درباره او آمده باشد ؛ بلكه به اصل و اساس خلافت اشاره مىكند و مىگويد : سزاوارترين مردم به حكومت و سلطنت كسى است كه داراى دو شرط باشد : 1 - قوىترين مردم در اجراى حق و عدل باشد ؛ نه آن‌كه در مكر و فريب و همرنگى با محيط توانا باشد و سلطنت خود را برپايه ظلم و ستم استوار سازد . 2 - در زمينه خلافت آگاه‌ترين مردم باشد . اين شرط نيز به نوعى به شرط قبلى بازمىگردد ، زيرا نادانى ، خود نوعى ناتوانى است . علم شرط اساسى براى عمل و اجرا است و انسان بدون آن نمىتواند به هيچ جايگاهى برسد . هيچ كسى در طول تاريخ به نيرومندى و استوارى على در حق‌مدارى نبوده است . از اين‌روى ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله درباره‌اش فرموده است : « حق با على است و به هر سوى كه بگردد با او منتقل مىشود . » « 1 » علم على عليه السّلام نيز از مستقيما از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله گرفته شده است ؛ آن حضرت پيوسته و شب و روز و در طول

--> ( 1 ) . نك : صحيح ترمذى : 2 / 298 ، چاپ بولاق ، سال 1298 ه .